به انگلیسی

اشتراک گذاشته شده با :

معنی تنخواه به انگلیسی

www.zamane.info
جان ناارام هند قسمت دوم | نشریه زمانه
در این شماره قسمت دوم آنرا ملاحظه خواهید نمود و با مطالعه آن ماجرای «تنخواه هند» یا درآمد .... ۱۶ مورخ دیگر انگلیسی به نام دولافوز نیز تصریح دارد: «در اود، عموم مردم در شورش ..... مجتهدان مقیم کربلا و نجف به معنی تثنیه ذکر شده، پس باید درآمد موقوفه نصف به ...

accsupport.nosa.com
معنا و کاربرد تفصیلی در حسابداری - سامانه پشتیبانی نرم افزارهای
8 سپتامبر 2012 ... معنی و مفهوم تفصیلی:تفصیل در لغت به معنای جدا کردن و فصل فصل کردن ... مثلا گردش حساب یک شخص به عنوان پرسنل در کدهای مربوط به تنخواه و ...
www.persianacademy.ir
حاج ‌سيّاح - فرهنگستان زبان و ادب فارسی
14 آگوست 2005 ... در روزگار صفويان٬ شماري از کلمات پرتغالي٬ انگليسي و فرانسوي يا مي رسد صفويان .... سه شيوه عمل مي کند: ١) ترجمه و معادل سازي چه به صورت کلمه و چه به صورت. عبارت و جمله ..... راهبه به دختر شش ساله اي گفت: ]ـدر ملون [ پيانو:.
fa.wikipedia.org
تنخواه گردان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تنخواه گردان روند پرداخت را بدون نیاز به صدور چک یا دیگر اوراق بهادار تسریع می‌کند. هر موسسه مبلغ معینی را در بودجه سالانه خود به عنوان تنخواه گردان تعیین می‌کند و ...
wikifeqh.ir
تنخواه - ویکی فقه
ظاهراً تنخواه به «اخراجات مقرریه و اطلاقیه» نیز مربوط بوده است که در مفهومی کلی می‌توان آن‌ها .... (۱۵) منوچهر فرهنگ، فرهنگ علوم اقتصادی: انگلیسی فارسی، تهران ۱۳۷۲ش.
www.linkedin.com
چند اصطلاح مالی | ali salari | Pulse | LinkedIn
14 مه 2015 ... در حسابداري تعهدي ، درآمدها در سال انجام خدمات يا فروش كالاها به حساب منظور .... مربوط به واريز تنخواه گردان دريافتي در حكم عامل ذيحساب محسوب ميشود.
aa.iaus.ac.ir
اصطلاحات و کلمات تخصصی حسابداری (انگلیسی)
3 مه 2016 ... اصطلاحات و کلمات تخصصی حسابداری (انگلیسی). سه شنبه ... حساب های دقیق و موشکافانه due diligence ... به حساب دارایی بردن/سرمایه ای کردن
www.mtabibian.net
واژگان فارسی پیشنهادی برای معادل انگلیسی - نگاهی به اقتصاد ایران
زمینه کار برد تخصصی, واژه انگلیسی, واژه فارسی پیشنهادی, توضیح, پیشنهاد ..... 131, تجارت و اقتصاد بین الملل, constant returns to scale, بازدهی نسبت به مقیاس ...
sahlansez.ir
فرهنگ واژگان فارسي به انگليسي تجاري
ﺗﻘﺎﺿﺎھﺎى ﻣﺴﺘﻘﻞ. Dependent Demand. ﺗﻘﺎﺿﺎ. ھﺎى واﺑﺴﺘﻪ. (. ﻣﺸﺮوط. ) Leave Application. ﺗﻘﺎﺿﺎى ﻣﺮﺧﺼﯽ. Undertake. ﺗﻘﺒﻞ ﮐﺮدن. -. ﺗﻌﮫﺪ دادن. -. ﻣﺘﻌﮫﺪ ﺷﺪن. -. ﺑﻪ ﻋﮫﺪه ﮔﺮﻓﺘﻦ. Division. ﺗﻘﺴﯿﻢ. – .
dr.shiravi.com
واژگان فارسی به انگلیسی - Dr. Shiravi - دکتر شیروی
درصد ارفاقی (درصدی که مدیر عامل معمولاً به صورت استثنا در نظر می‌گیرد). Received ... زمان انتظار- زمان مورد انتظار برای تحویل – زمان در راه – مدت تهیه. Timing.